← موزیک
نوحه ز کربلا مگو سخن علیرضا زارع
Alireza Zare

متن آهنگ
───┤ ♩♬♫♪♭ ├───
ز کربلا مگو سخن بردی توانم؛ ز شرح ماتمش مزن آتش به جانم
افلاکیان همه نوحه گر؛ گریان ز ماجرایش بشر
درس حقیقت خوان ز کربلایش؛ بوی شرف آید ز نینوایش
نشسته بر دلِ زمان سوز غم او؛ شکسته قامتِ فلک در ماتم او
چه شد که در بهشت حق؛ زهرا چقدر پریشان است!
چه شد که بر فراز نی؛ راسش به ذکر قرآن است؟!
لب تشنه آن عزیز خدا؛ بی سر فتاده در کربلا
دخت علی پوید راه برادر؛ ز نطق او لرزد کاخ ستمگر
چه شد که سرو قامتش زینب؛ کمان شد؟!
چه شد به دشت نینوا؛ بر سر زنان شد؟
چگونه دل کند در آن صحرا ز جسمِ یارانش؟!
چگونه سر کند که بی سر شد، حسین عطشانش؟
در ماتم شه سر جدا؛ غمگین نشسته عرش خدا
راه سفر گیرد زینب محزون؛ همسفرش باشد آن سر پرخون
───┤ ♩♬♫♪♭ ├───
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باش!