← موزیک
آهنگ احساسی عربی در مورد مادر سیده قلبی حنین شاطر
Haneen Elshater

متن آهنگ
───┤ ♩♬♫♪♭ ├───
تفاصيلى أيامي وسهري فى ليلي تصريحى
جزئیات روزها و شبزندهداریهایم!
شعري مشاعري…
مدل موهام احساساتم
صوتها ما كانت بتهونى!
صدایش وقتی میخواست منو بخوابونه…
تغنيلي ويايا!
آواز خواندنش
وفي قلبي دي ساكنة معايا
با منه و در قلبم همونجا باهامه ساکنه!
وفي كل طريق وحكاية بلاقيها
در هر راه و قصهای پیداش میکنم…
أنا كل ما أبص في يوم في مرايه!
هر بار که به آینه نگاه میکنم او را میبینم
بوسة مني على الإيد
یه بوسه از طرف من برای دستی که…
اللی سندت عليها يوم ما مشيت
روزی که اولین قدمهام رو برداشتم پناهم شد
على إيد نقت لي هدومي
برای دستی که لباسم رو با دقت انتخاب میکرد…
وسهرت تحكيلي في حواديت
شبها بیدار میموند تا برام قصه بگه
على عينها في أول يوم مدرستي!
تو چشمهاش روز اول مدرسهم رو دیدم
على خطاها في يوم ما عييت!
تو قدمهاش اون روزی که مریض بودم راه رفتم
بوسة مني على الإيد اللي
یه بوسه از طرف من برای دستی که!
سندت عليها في يوم ما مشيت
پناهم شد اون روزی که تازه راه افتادم…
على إيد نقت لي هدومي!
همون دستی که لباس برام انتخاب کرد
وسلت تحكيلي لي في حواديت
و با مهربونی برام قصه تعریف کرد
على عينها في أول يوم مدرستي!
تو نگاهش روز اول مدرسهم رو به یاد دارم…
على خطاها في يوم ما عييت!
تو قدمهاش، اون روزی که بیمار بودم همراهیم کرد…
ب ناديها كل أما أحتاجها ألاقيها!
تا صداش میزنم، هر وقت که نیاز دارم، پیداش میکنم…
اللي كبرت على إيديها
کسی که با دستهای خودش بزرگم کرد!
وبقيت بشبهها في شكلي
و حالا چهرهم شبیه خودشه…
وكل حياتي بلاقي إني
تو همهی زندگیم میبینم که!
بعمل زيها تريني نسخة أنا منها في سنيني
مثل اون رفتار میکنم انگار یه نسخه از اونم در سالهای زندگیم
أنا أمي دي مثل الأعلى في طول أوقاتي
مامانم الگوی منه در تمام لحظات زندگیم
بوسة مني على الإيد اللي
یه بوسه از طرف من برای دستی که
سندت عليها في يوم ما مشيت!
روزی که راهمو شروع کردم تکیهگاهم بود
على إيد نقيت لي هدومي
برای دستی که لباسم رو با عشق انتخاب میکرد!
وسهرك تحكيلي في حواديتي
و شبها برام قصههامو میگفت با عشق
على عينها في أول يوم مدرستي!
تو چشمهاش، اولین روز مدرسهم رو دیدم…
على خطتها في يوم ما عييت
تو قدمهاش روزی که مریض بودم تکیه کردم…
بوسة مني على الإيد اللي!
یه بوسه از طرف من برای دستی که
سندت عليها في يوم ما مشيت
پناهم شد اون روزی که قدمهام لرزون بودن
على إيدنا قيت لي هدومي
رو دستی که لباسم رو مهربونانه برام آورد…
وسهري تحكيلي في حواديتى!
و شبها با قصههاش خوابم میکرد
على عينها في أول يوم مدرستي
تو نگاهش، اولین روز مدرسهم نقش بسته!
على خطتها في يوم ما عييت
تو گامهاش، اون روزی که مریض بودم تکیهگاهم شد…
أنا عايشة عشان دعوتها!
من زندگی میکنم به خاطر دعای اون…
بتفتح لي بابان مقفولة
دعاش درهای بستهی زندگیمو باز میکنه
أنا أمي هتفضل طول أيامي!
مامانم همیشه تا آخر عمر کنارمه
سيدة قلبي
بانوی قلب من
───┤ ♩♬♫♪♭ ├───
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باش!