موزیک

متن آهنگ
───┤ ♩♬♫♪♭ ├───
ساعت از نیمهشب گذشته…
و باز، سکوت با من حرف میزند…
در این سکوتِ سرد و بیپایان
یک راز مانده بینِ قلب و باران
چراغِ پنجره هنوز بیدار است
کسی درونِ خاطراتم گرفتار است
تمامِ شهر، به خوابِ خویش فرو رفت
ولی دلم، به سمتِ یک سؤال میرفت
چه چیزی پشتِ این سکوت پنهان است؟
چه کسی در انتهای شب، نگران است؟
من از عبورِ سایهها فهمیدم
هنوز از این حقیقت نترسیدم
اگرچه راهِ روشنی پیدا نیست
همیشه پشتِ تاریکی، دنیا نیست…
رازِ نیمهشب، تویی یا خاطراتم؟
صدای پایِ توست، یا صدای لَحِظاتَم؟
چرا هر بار که چشمامو میبندم
تو رو در انتهای رؤیام میبینم؟
رازِ نیمهشب، بگو کجای قصهام؟
چرا هنوز اسیرِ این صدای خستهام؟
اگر حقیقت این سکوت، تویی
بذار بدونم که هنوز، آرزوی من کیستی…
یه عمر دنبالِ جوابِ سؤالام
میونِ خاطراتِ رفته، تنها موندم
هزار تا حرف توی سینه پنهونه
که هیچکسی از عمقِ اون نمیدونه
شاید تمامِ این سکوت، یه رازه
شاید هنوز یه پنجره، بازه
شاید جوابِ این همه دلتنگی
پیدا بشه، درست توی همین تاریکی…
و من هنوز…
در انتظارِ یک نشانهام…
نه از گذشته…
نه از فردا…
فقط میخوام بدونم…
پشتِ این سکوت…
چه رازی پنهانه…
رازِ نیمهشب، تویی یا خاطراتم؟
صدای پایِ توست، یا صدای لَحِظاتَم؟
من از تمامِ سایهها عبور کردم
برای کشفِ این حقیقت، ورود کردم
رازِ نیمهشب، هنوز ادامه داری
در عمقِ قلبم، هزاران حرف داری
شاید جوابِ من، همین سکوت باشه
شاید طلوع، پایانِ این شب نباشه…
ساعت از نیمهشب گذشته…
اما بعضی رازها…
با طلوعِ خورشید هم…
پنهان میمونن…
───┤ ♩♬♫♪♭ ├───
آهنگهای دیگر Hossein Bigdeli Shamloo
همهنظرات
هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باش!


