متن آهنگ
───┤ ♩♬♫♪♭ ├───
الهی خیر نبینه که تو رو از من جدا کرد،
منو آخر به اشکای شبونه مبتلا کرد…
حالا شبگردم و آوارهی کوچه و خیابون،
یکی اسم تو رو با خاطراتت صدا کرد،
یکی اسم تو رو با خاطراتت صدا کرد.
بعد تو منم که بیرمق شدم،
زندونیِ قفس شدم،
مردم و بینفس شدم، من!
بعد تو تنهای شهرِ غم منم،
زخم تو مونده رو تنم،
خودم، خودم رو میشکنم، من!
پر از دلتنگیام، طاقت ندارم… تو کجایی؟
منو حسرت به دل کردی، چقدر تو بیوفایی!
من و این گریههای لعنتی، بیتو خرابم،
یه کاری کردی با من که نمیتونم بخوابم…
یه کاری کردی با من که نمیتونم بخوابم.
بعد تو منم که بیرمق شدم،
زندونیِ قفس شدم،
مردم و بینفس شدم، من!
بعد تو تنهای شهرِ غم منم،
زخم تو مونده رو تنم،
خودم، خودم رو میشکنم، من!
زندگی میکشه آخر به کجا کارت را؟
باید از دور تماشا بکنی یارت را…
لحظهی دیدن او، لحظهی دیدن او، خود به ندیدن بزنی،
شب ولی دوره کنی لحظهی دیدارت را،
شب ولی دوره کنی لحظهی دیدارت را…
───┤ ♩♬♫♪♭ ├───