← موزیک
آهنگ مسرور شیدایی پدر
Masroor Sheydaei

متن آهنگ
───┤ ♩♬♫♪♭ ├───
نگاش روحِ یک جنگل که با اقيانوس پيوند داشت…
يه عمری تکيهگاهم بود؛ رو شونههاش دماوند داشت
ستونهای تَرَک خورده؛ سرانگشتهای دستاش بود!
تمام روزُ کار می کرد؛ هميشه فکر فرداش بود…
تبِ دستاشُ گم کردم و انگار
دارم پیشِ خودم کمرنگ میشم!
تو اوجِ خندههام يادش میوفتم…
تو اوجِ خندههام دلتنگ میشم…
تمامِ زندگيم جا موند؛ تو دستايی که دنيام بود
تمامِ عمر پرستيدم؛ خدايی رُ که همرام بود!
همون درختِ پيری که هميشه سايه میبخشيد
روزِ گُل کردنِ منُ افسوس که هرگز نديد!
تبِ دستاشُ گم کردم و انگار
دارم پیشِ خودم کمرنگ میشم!
تو اوجِ خندههام يادش میوفتم…
تو اوجِ خندههام دلتنگ میشم…
من تشنهی هم صحبتِ خوبم، پدرم کو؟
لرزانم و آشفتهتر از بَم، پدرم کو؟
آشوبم و با هیچکَسَم میلِ سخن نیست!
بیتاب شدم کوه ببينم، پدرم کو؟
───┤ ♩♬♫♪♭ ├───
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باش!