← موزیک
آهنگ حامد تاری پور خیال
Hamed Taripour

متن آهنگ
───┤ ♩♬♫♪♭ ├───
در خیالم مستم از آغوش دلداری که نیست
میگذارم سر بر روی شانهٔ یاری که نیست!
تا سحر میسوزم و در پیچوتابِ بیکسی!
میسپارم دل به آن یارِ وفاداری که نیست
دل از تو مانده بیخبر، من و غم است و چشمِ تر
چه بیوفایی، بیوفایی!
نشد دل از غمت جدا، تو را قسم به آن خدا
بگو کجایی
صد گله دارم به دل از دستِ تو، چرخِ فلک!
دلخوشی دارم طلب از آن بدهکاری که نیست
مثل هر شب، زخمههای سینهٔ سنگِ صبور
میشود درمان به دستِ آن پرستاری که نیست!
───┤ ♩♬♫♪♭ ├───
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باش!