← موزیک
آهنگ سپهر اخگری بارون خاطرات
Sepehr Akhgari

متن آهنگ
───┤ ♩♬♫♪♭ ├───
ای خورشید شب تاب؛ بر من طلوع کن
از عمقِ افق پلک هات، صبح رو شروع کن!
دست بکش رو تن سردم…
بذار که من با حادثه ی حضورت؛ باز جون بگیرم
نمیشه نبودِ چشمات رو؛ تو زندگیم آسون بگیرم…
دنیا زوج اما من فردم!
باز ابر سیاه غمت؛ نور رو از شهر گرفت!
بارون خاطراتت؛ تو اتاقم باریدن گرفت…
خیال سرکشِ من؛ محدودِ به قاب عکس!
قابی که دنیاشو ماتم گرفت… ماتم گرفت..
رد پاتو مهتاب؛ تو خواب نشونم داد!
که راهی شهر فراموشیِ شب شدی…
اومدم سمت شب؛ اما دورتر شدی!
حالا دیگه تاریکی هم شده عضوی از وجودم!
که هر لحظه نور چشمات رو؛ به خاطرِ من میندازه…
دور شدی؛ بی حد و اندازه!
باز ابر سیاه غمت؛ نور رو از شهر گرفت!
بارون خاطراتت؛ تو اتاقم باریدن گرفت…
خیال سرکشِ من؛ محدودِ به قاب عکس!
قابی که دنیاشو ماتم گرفت… ماتم گرفت..
───┤ ♩♬♫♪♭ ├───
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باش!